می روی و نمی رود

می روی و نمی رود، مهر تو از وجود من

 

نیست تفاوتی ترا ، بود من و نبود من

 

عشق مرا به هیچ هم ، هیچ زمان نمی خری

 

عشق تو ای بتا ولی ، تار من است و پود من

 

کعبه ی من نگاه تست ، غنچه ی نوشکفته ام

 

دیده و روی و موی تو ، قبله گه و سجود من

 

خسته ز زندگی شدم، بس که جفا به من کنی

 

از تو و هجر تو بود ، پیری و مرگ زود من

 

هرچه کنم نمیرود ، یاد تو از خیال من

 

چشم تو رهنمای من ، عشق تو رهنمود من

 

عشق برای عاشقان ، قلب درون سینه است

 

نیست به جز خیال تو ، در غزل و سرود من

 

 

/ 0 نظر / 17 بازدید