از شعرهای لطیف هلمت

از شعرهای لطیف هلمت

اگر شاعری به خوابت آمدو

قصد بوسیدنت را داشت

اگر شاعری به خوابت آمد و

قصد ربودنت را داشت

بدان که او کسی نیست جز من

که مگر در خواب به کنارت بیایم!

*

نیمی از دلم را عشق فرا گرفته

و نیم دیگرش را شعر

اما تو

نه عشق را می شناسی

نه شعر را

از پشت تمام پنجره های باز و بسته

جستجویت می کنم

اما همیشه دردل من هستی!

*

اگر همه ی شیرینی های زمین را

در قطره آبی زلال جمع کنند

به اندازه ی یک بوسه، شیرین نمی شود!

اگر تمام آبی آسمان را

در برکه ای کوچک جمع کنند

به اندازه ی چشمان تو آبی نیست!

*

به حضرت مریم بگویید

دیگر به یاد فرزندتنهایش

ناقوس سپیدکلیسها را

خیس اشک وخون نکند

-

به حضرت مریم بگویید

آیاازمویه و زاری به تنگ نیامده است؟

اینک ،هرروز

هزارهزارعیسی را به صلیب می کشند

-

به جضرت مریم بگویید

دیگرگریه نکند،

زمان لابه سر آمده است

قرن، قرن تفنگ است ،

چراتفنگی نمی خرد؟؟

*

رودرروی درخت خانه ات، دوست دارم

درخت توتی شوم.

شاید.....

شاید روزی که پیرشده ای، ازیک شاخه ام عصایی
بسازی

/ 0 نظر / 22 بازدید