عجب پارادوکسی


عجب اوضاعی است تناقص و ابهام به شدت برپیکر زندگی مدرن امروزی چنگ
می زند.
عجب پارادوکسی امروز ساختمان ها بلندترشده اند و حوصله ها کوتاه تر.
بزرگراه ها عریض شده اند و دیدگاه ها باریک.
بیشتر خرج میکنیم اما کمتر به دست
می اوریم.
بیشتر میخریم اما کمتر لذت میبریم
خانه ها بزرگ تر شده اند و
خانواده ها کوچک تر .اسباب اسایش و راحتی فراهم !!اما کو وقت؟؟؟
رتبه های علمی
زیاد و احساسات کم
دانش بیشتر درازای عدالت کمتر متخصص زیاد و مشکلات
بیشتر
دارو فراوان و سلامتی کیمیا
بی پروا خرج میکنیم  کم میخندیم سریع
رانندگی میکنیم به سرعت عصبانی میشویم
دیر از خواب بیدار میشویم خستگی بسرعت در
کنار ماست
کم میخوانیم !بیشتر تلوزیون هست. و به ندرت به یاد خداسیتم تا مشکل
نباشد
زیاد حرف میزنیم .عشق از یادمان رفته و جای خود را به تنفر داده
است.
اموخته ایم چطور زنده بمانیم اما زندگی را بلد نیستیم
سعی میکنیم به
سالهای زنده ماندنمان بیافزایم.اما هیچگاه زندگی را به سالهای زنده ماندمان اضافه
نمیکیم
تا کره ماه میرویم و باز میگردیم اما از سرزدن به خانه همسایه همجوار
عاجر شده ایم
فضای خارج از جو را کشف کردیم اما از پی بردن به درون خود باز
ماندیم
برای پاکیزه شدن هوا تلاش و برنامه زیری میکنیم اما الودگی روح و روانمان
به جهنم.
اتم را شکافتیم اما تعصب در ما همچنان به سرانجام رسیدن  ها
کمتر
حمله و هیجان را به خوبی اموخته ایم  اما بردباری و صلح از یادها رخت
بربسته است
خانه ها رویای اما عمرزندگی  کوتاه تر
کار تا به کجا؟؟؟؟
اگر
فردا بمیرید بلافاصله شخص دیگری کار شما را برعهده میگیرد

عجب دنیای ؟
عجب
پارادوکسی

/ 0 نظر / 17 بازدید