شاهد

سرباز گفت:((خدا شاهده نا ندارم.))

رئیس پاسگاه گفت:((خدا شاهده اعصاب ندارم))

مسئول زندان گفت:((خدا شاهده از خورد ُ خوراک افتاده ام))

بازجو گفت:((خدا شاهده کم کم داره اون روی سگم بالا میاد))

متهم گفت:((خدا شاهده من بیگناهم))

مدعی العموم گفت:((خدا شاهده دروغ میگه))

وکیل مدافع گفت:((خدا شاهده تبرئه ات میکنم))

قاضی گفت:((خدا شاهده مو را از ماست می کشم))

نمایندۀ هیئت منصفه گفت:((خد ا شاهده جز به عدالت رآی نمیدیم))

یکی با صدای بلند گفت:((شاهد را به جایگاه احضار کنید))

/ 0 نظر / 20 بازدید